X
تبلیغات
معلم

معلم

نکاتی در رابطه حضرت مهدی عج - مقالات مذهبی - مناسبتهای مذهبی - احادیثی از ائمه طاهرین

 
پيوندهاي روزانه
 
ذکر ایام هفته

گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


باسمه تعالی

قرآن کریم می فرماید: " و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله و الذین آمنوا اشد حبا لله "

مومنان به خدا دلبسته هستند و مشرکان به بت هایشان ، ولی محبت مومنان از مشرکان بیشتر است چون هیچ زیبایی به اندازه خدا جمیل نیست و هیچ معرفتی به اندازه معرفت او کمال نیست و هیچ انسانی به اندازه مومن عاشق و محب نیست ، محبت شدت پذیراست اگر چه کمیت ندارد ولی کیفیت پذیراست محبت وزن ندارد ولی شدت وجودی دارد و " وزین " است.

یکی از مبانی مهم تعلیم و تربیت در اسلام محبت است ، قرآن کریم که مربی و معلم اخلاق است مهمترین محور فضایل اخلاقی را محبت می داند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ان الله عزوجل ادّب نبیه علی محبته کار خدا تادیب است و پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) مودّب او و مدار تادیب ایشان محبت است.

خداوند بر اساس مصلحت با سه راه انسانها را تربیت می کند ، عده ای را بر اساس ترس و عده ای را براساس بشارت و نشاط و عده ای را براساس محبت تربیت می کند.

در زمین های دیگر نیز همین گونه است از جمله در مورد عطای فرزند، قرآن کریم می فرماید: "او یزوجهم ذکرانا و اناثا و یجعل من یشاء عقیما " خداوند بر اساس مشیت حکیمانه خود به برخی پسر و به برخی دختر و به بعضی هم دختر و هم پسر و به بعضی فرزند عطا نمی کند. در زمینه تعلیم و تربیت هم همین گونه است.

خداوند گروهی را بر اساس ترس از جهنم پرورش می دهد آنها به گونه ای تربیت می شوند که فعل واجب و ترک حرام را برای اینکه در جهنم نسوزند انجام می دهند ، برخی را بر اساس شوق به بهشت و عده ای را بر اساس " الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون " یعنی بر اساس محبت تربیت می نماید. چنانکه پیغمبر ( صلی الله علیه و آله ) را نیز برمحور محبت پرورش داد.

چون ادب پیغمبر ( صلی الله علیه و آله ) بر محور محبت است و آن حضرت اسوه ماست ما موظفیم هم در ارتباط با خداوند متعال و هم در ارتباط با خلق و خصوصا تربیت فرزند بر مدار محبت حرکت کنیم، البته تشویق و تنبیه سودمند است ولی کار نهایی نیست ، باید فرزند را بر محور محبت تربیت کرد.

مساله تخویف و تبشیر در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام فراوان است اما همه اینها مقدمه است تا انسان در اوایل از راه تشویق و تنبیه و کم کم بر اساس تحبیب حرکت کند.

مسأله حرمت نفس و پرورش احساس خودارزشمندی و عزت نفس از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی، قدرت تصمیم گیری، ابتکار و خلاقیت و نوآوری، سلامت فکر و بهداشت روانی، رابطه مستقیمی با میزان و چگونگی عزت نفس و احساس خودارزشمندی فرد دارد.

برای اینکه کودکان و نوجوانان بتوانند از حداکثر ظرفیت ذهنی و توانمندیهای بالقوه خود بهره مند                می بایست از نگرشی مثبت نسبت به خود و محیط اطراف و انگیزه ای غنی برای تلاش برخوردار شوند.

بدون تردید نوجوانانی که دارای احساس خودارزشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند، نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه، پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری در تمامی زمینه ها از خود نشان می دهند.

نوع نگرش و تصور فرد نسبت به خود بر اساس تجربیاتی است که از نگرش دیگران و ارزیابی آنها نسبت به شخصیت خود دارد. اگر کودک و نوجوان در خانواده مورد علاقه، احترام و مساعدت اعضای خانواده باشد، در این صورت خود را فردی مثبت، باکفایت، لایق و باارزش محسوب خواهد کرد. اما اگر مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد احساس حقارت، ضعف و ناامیدی و بی ارزشی خواهد نمود.

کودک و نوجوانی که مورد توهین و تحقیر پدر و مادر قرار گیرد عقده و کینه پیدا می کند و دیر یا زود دست به طغیان و تمرد خواهد زد و از آنان انتقام خواهد گرفت. متأسفانه بعضی از پدران و مادران در ارتباط با احترام به کودکان برداشت نادرستی دارند، و می گویند: «اگر به کودکان احترام بگذاریم لوس می شوند و به ما احترام نخواهند گذاشت.» این گونه والدین، بی اعتنایی، بی توجهی و در بعضی مواقع تحقیر کودکان را یک نوع روش تربیتی می دانند، و بدین وسیله عزت و شخصیت کودک را لگدکوب کرده و احساس حقارت، فرومایگی و زبونی را در نهاد وی به ودیعه می گذارند. در صورتی که این روش، یکی از اشتباهات بزرگ تربیتی والدین می باشد، که با سیره و روش ائمه اطهار علیهماالسلام، علمای دینی، علوم تربیتی و روانشناسی منافات دارد. احترام به کودک نه تنها پدر و مادر را در نظر فرزند کوچک نمی گرداند بلکه روح شرافت و بزرگواری و عزت نفس را در آنان پرورش می دهد. احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی، یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت مطلوب در کودک است. رسول گرامی اسلام(ص) در باره احترام به کودکان می فرماید:

«به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روشهای پسندیده با آنان معاشرت کنید.»

و نیز فرمود: «وقتی نام فرزندتان را می برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او رو ترش نکنید.»

پیغمبر گرامی اسلام(ص) خود اسوه عملی بود و تمامی نکات و دقایق لازم را در باره فرزندان خود عملاً به کار بست و آنان را افرادی باشخصیت و شایسته بار آورد.توجه و اهتمام پیامبر گرامی اسلام(ص)تنها به تربیت فرزندان خود محدود نبود.

 احترام به شخصیت فرزندان و دیگر کودکان برای پیامبر(ص) یک سیره و روش متعارف بود و بدین وسیله بزرگواری، اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی را در آنان پرورش می داد.

ایجاد شخصیت در کودک، یکی از فصول اساسی تربیت است. برای اینکه کودک در نفس خود، احساس حقارت نکند، لازم است که پدران و مادارن، از دوران ابتدای کودکی به این امر مهم توجّه داشته باشند و با رفتار و گفتار خویش، شخصیت را در فرزندان خود پرورش دهند و با آنان طوری رفتار نمایند که کودکان، استقلال خود را باور کنند. یکی از راههای بارور ساختن شخصیت اطفال، احترام نهادن به آنها و خودداری از توهین و تحقیر آنان است.

پدر و مادر باید سعی کنند کودک، مسائل را همان گونه ببیند که آنها می بینند. باید مواظب باشند که در گفتگو با کودکان، صدایشان بلندتر از معمول نباشد و وقتی تذکراتی لازم شد، با ملایمت و نیکویی ادا شود که سدّی میان آنها و کودکان ایجاد نکند و در آنها رنجشی به وجود نیاورد. باید به کودکان بفهمانند که آنها هم جزء خانواده هستند و هر کدام باید مسئولیتی به عهده بگیرند.

پدر و مادر باید از اوان کودکی در راه پرورش روان و احیای شخصیت وی، به وظایف تربیتی خویش به طور شایسته عمل کنند.

پیامبر از اوایل ولادت تا دوران از شیرگرفتن و سالهای بالاتر همواره مراقب کودکان خویش بود و آنان را هدایت می کرد و هر زمان، به تناسب، در راه تکامل روحی شان به آنها احترام می کرد.

کودک، با وجود ناتوانی جسمی، مهر و محبّت را می فهمد، تندی و خشونت را درک می کند، از مهربانی لذّت می برد و از خشونت، آزرده خاطر می گردد.

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به پرستار امام حسین علیه السلام در کودکی می فرماید: لباس مرا آب تطهیر      می کند؛ ولی چه چیز می تواند غبار کدورت و عقده حقارت را از قلب فرزندم برطرف کند.( گفتار فلسفی کودک، ص 111.259)

شکستهای روانی طفل، نتایج نامطلوبی در طول زندگی برای او به بار می آورد. در بحارالأنوار آمده است:

دعی النبی صلی الله علیه و آله الی صلوة و الحسن متعلق به فوضعه النبی صلی الله علیه و آله مقابل جنبه و صلّی، فلمّا سجد أطال السجود فرفعت رأسی من بین القوم فاذا الحسن علی کتف رسول الله صلی الله علیه و آله فلمّا سلّم علیه السلام قال له القوم: «یا رسول الله! لقد سجدت فی صلاتک هذه سجدة ما کنت تسجدها کأنّما یوحی الیک»، فقال صلی الله علیه و آله : لم یوح الی و لکنّ ابنی کان علی کتفی فکرهت أن أعجّله حتّی نزل.               ( بحارالأنوار، ج 43، ص 294.260)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را به نماز فرا خواند. حسن علیه السلام طفل خردسالی بود و با آن حضرت بود. پیامبر صلی الله علیه و آله طفل را پهلوی خود نشاند و به نماز ایستاد. حضرت یکی از سجده های نماز را خیلی طول داد. راوی می گوید: من سر از سجده برداشتم و دیدم حسن علیه السلام از جای خود برخاسته و روی کتف پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته است. وقتی نماز تمام شد، نمازگزاران گفتند: «ای رسول خدا! چنین سجده ای از شما ندیده بودیم. گمان کردیم وحی بر شما رسیده است». فرمود: وحی نرسیده بود. فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد. نخواستم تعجیل کنم و کودک را به زمین بگذارم. آن قدر صبر کردم تا طفل خودش از کتفم پایین آمد.

این عمل پیامبر گرامی نسبت به نوه بزرگوار خویش در حضور مردم، نمونه بارزی از روش آن حضرت در تکریم کودک است، پیامبر صلی الله علیه و آله با طول دادن سجده، حداکثر احترام را درباره فرزند خود، معمول داشت.

پیامبر صلی الله علیه و آله گاهی برای احترام به کودکی سجده نماز را طولانی می کند و گاهی هم به احترام کودک، نماز را به سرعت خاتمه می دهد. در روایات آمده است:

عن النبی صلی الله علیه و آله : أنّه کان جالساً فأقبل الحسن و الحسین فلمّا رآهما النّبی قام لهما و استبطأ بلوغهما الیه، فاستقبلهما و حملهما علی کتفیه و قال: نعم المطی مطیکما و نعم الراکبان أنتما و أبوکما خیر منکما.(260)

رسول گرامی اسلام نشسته بود. حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند. حضرت به احترام آنان از جای برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان در راه رفتن ضعیف بودند. لحظاتی طول کشید، به ایشان نرسیدند. رسول گرامی به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود. آغوش خود را باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و می فرمود: فرزندان عزیز! مرکب شما چه خوب مرکبی است و شماها چه سواران خوبی هستید و پدرتان بهتر از شماست.

در این مورد، پیامبر صلی الله علیه و آله به چند صورت به فرزندان خود احترام کرد: به پا خاستن، به انتظار ماندن، استقبال کردن؛ و بر دوش نشاندن. اینها تکریم عملی آن حضرت بود و با گفتن عبارت «سواران خوب»، لفظاً نیز از آنان احترام نمود.

اساساً رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، نسبت به تمام فرزندان خود یا فرزندان دیگر، محبّت خاصّی داشت و آمده است که:کودک یک انسان است و هر انسانی به شخصیت خویش علاقه مند است. میل دارد دیگران قدرش را بدانند و به شخصیت او احترام بگذارند. منظور از احترام رفتار، عملی و ذهنی متقابل است که احساس ارزشمندی و رضایت و خشنودی برای طرف مقابل ایجاد می کند. پدران و مادرانی که به شخصیت فرزندان خویش علاقه مند هستند باید همواره احترام آنها را رعایت کنند و وجودشان را گرامی بدارند. احترام به کودک یکی از عوامل مهم در پرورششخصیت کودک به شمار می رود.

کودکی که مورد تجلیل و احترام قرار گیرد بزرگوار و با شخصیت بار می آید، و برای حفظ شخصیت خویش از کارهای زشت اجتناب خواهد کرد.

امام خمینی با الگو قرار دادن رفتار پیامبر(ص) به کودکان و نوجوانان احترام می گذاشت و آنان را مورد لطف و محبت خویش قرار می داد. برای نمونه به ذکر مواردی از رفتار احترام آمیز امام خمینی نسبت به کودکان و نوجوانان می پردازیم.

خانم عاطفه اشراقی در این باره می گوید: امام برای فرزندانشان احترام خاصی قایل بودند و بسیار خوشرو و با متانت رفتار می کردند. گاهی اوقات امام بدون آنکه چیزی به ما بگویند، به بهانه ای به آشپزخانه می رفتند و برای ما چای می ریختند. البته ما از این رفتار امام احساس شرمندگی می کردیم، ولی امام با این کار کمال مهمان نوازی و در حقیقت بهترین رفتار را نسبت به فرزندان خویش نشان می دادند.

سیدیاسر مصطفوی در باره توجه و احترام ایشان به کودکان می گوید:

هر وقت ما به منزل امام می رفتیم در موقع غذا خوردن آقا از غذای خودش به ما می داد، چون غذای ایشان غیر از غذای ما بود و دکتر گفته بود که باید سوپ بخورند.برای همین می گفتند: یاسر یک کمی از غذای من بخور.

یکی از دوستان امام در باره توجه به کودکان چنین نقل می کند: یک روز با فرزندم در کربلا به حرم امام حسین علیه السلام رفته بودیم، امام را آنجا دیدم. من و پسرم کنار امام نشستیم. چند نفر با شیرینی و شکلات و خرما از مردم پذیرایی می کردند.یکی از آنها جلو آمد و به ما شیرینی تعارف کرد. اما یادش رفت که جلوی فرزند کوچک من هم شیرینی بگیرد. امام که متوجه شده بودند، فوری خودشان یک شیرینی برداشتند و با مهربانی به پسر کوچک من دادند.

شیوه های تکریم کودکان و نوجوانان

* سلام کردن: یکی از طرق احترام به شخصیت مردم سلام کردن است. سلام در تعالیم اخلاقی اسلام یکی از سنتهایی است که بر آن تأکید بسیار شده است و دو فرد مسلمان وقتی به هم می رسند، موظفند قبل از شروع به گفتگو، سلام کنند. وقتی که کودک به بزرگترها سلام کرد، لازم است به گرمی پاسخ داده شود، تا با این عمل شخصیت او مورد اعتنا و احترام قرار گیرد.اگر به کودک اعتنا نکنند و جواب سلام او را ندهند عملاً کودک را تحقیر کرده اند و طبیعی است که او از این بی احترامی آزرده خاطر شود. پیشوای گرامی اسلام در راه تکریم اطفال از حد جواب سلام کودک، قدم را فراتر گذارده و با مقام شامخی که در جامعه داشت به کودکان سلام می کرد و بدین وسیله به شخصیت آنها احترام می نمود.

امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل کرده است که می فرماید: پنج چیز است که تا لحظه مرگ آنها را ترک نمی کنم، یکی از آنها سلام گفتن به کودکان است. در انجام این اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتی بین مسلمین بماند و معمول شود.

سلام گفتن به کودکان دو اثر روانی دارد:برای سلام کننده باعث تقویت خوی پسندیده تواضع و فروتنی است، و برای کودک وسیله احیاء شخصیت و ایجاد استقلال است. کودکی که بزرگسال به او سلام کند در خود احساس عزت، کرامت و بزرگواری می کند و خصایل و فضایل انسانی در او بیدار و تقویت می شود.

تجربه نشان داده است بزرگسالانی که در محل زندگی به سلام کودکان و نوجوانان با روی خوش پاسخ گفته اند و یا اینکه در سلام دادن پیشقدم شده اند، مورد توجه و محبت کودکان و نوجوانان محل قرار گرفته و سخنان آنها در کودکان نافذتر از دیگران می باشد.

* همبازی شدن: یکی از راههای پرورش شخصیت در کودکان، شرکت بزرگسالان در بازی آنهاست. موقعی که اولیا و مربیان خود را تا سر حد کودکی تنزل می دهند و با شرکت در بازی کودکان، آنان را در کارهای کودکانه مساعدت می نمایند، کودک احساس می کند که کارهای او آنقدر ارزنده و مورد توجه است که والدینش با وی همکاری می کنند و خود را هم سطح او قرار می دهند. چنین احساسی حس استقلال، اعتماد به نفس و پرورش شخصیت کودک را در بر دارد.

پیامبر اسلام(ص) خود با کودکان همبازی شده و در بازی آنان شرکت می جسته است. امام خمینی نیز با همه گرفتاریها و مشغله ای که داشتند به این خواست و نیاز اساسی کودکان پاسخ مثبت داده و با آنان همبازی می شده است.پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ کانَ لَهُ و لَدٌ صَبا؛ هر کس که کودکی دارد باید در راه تربیت او، خود را تا سر کودکی برساند (خود را با عوالم او هماهنگ ساخته، رفتاری که در خور درک اوست پیش گیرد.) امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: «کسی که کودکی دارد باید در راه تربیت او خود را تا سر حد طفولیت و کودکی تنزل دهد.»

* احترام در نام بردن کودک: لازم است پدر و مادر فرزند خود را همواره با احترام بخوانند؛ مثلاً بگویند حسن آقا، پسرم، دخترم، نام او را کوچک و سبک نکنند. خوب است کودک را با تعبیر شما خطاب کنیم، نه تو.

* باید در مجالس برای کودکان نیز جای باز کرد و به آنان احترام گذاشت.پیامبر(ص) می فرماید: «وقتی نام فرزندتان را می برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او روترش نکنید.»

* در دعوت به میهمانی و مجالس جشن باید کودکان را نیز منظور داشت و جداگانه برایشان کارت فرستاد، یا نام آنان را نیز در کارت نوشت. و برای آنان نیز جای نشستن و پذیرایی شدن پیش بینی کرد.

* کودکان سر سفره غذا، هم باید جا داشته باشند، هم وسیله اختصاصی پذیرایی، خصوصا در مجالس و محافل مذهبی بهتر است اول از کودکان و خانمها پذیرایی شود و سپس از آقایان.

* لازم است کودکان در منزل مانند بزرگترها وسایل مخصوص داشته باشند مانند مسواک، خمیردندان، حوله، کمد لباس، ظروف غذاخوری، رختخواب و ...داشتن وسایل مخصوص روح استقلال طلبی و تشخص طلبی کودک را تقویت می کند.

* در مسافرتها کودکان نیز باید صندلی داشته باشند تا بدین وسیله احساس خودارزشمندی و شخصیت نمایند.

* بهتر است برای کودکان جشن تولد و جشن تکلیف گرفته شود. تهیه و تدارک این گونه مراسم بهتر است با خود کودکان باشد و والدین راهنمای آنان باشند.

* بهتر است از صفات و کارهای خوب کودک در حضور دیگران قدردانی و تشکر شود، ولی باید متوجه باشیم که این تشکر و قدردانی در حضور دیگران بیش از حد تکرار نشود و گرنه اثر تربیتی خود را از دست خواهد داد.

* لازم است پدر و مادر اگر بدون حضور کودک به سفر می روند برایش نامه بنویسند و سلام و احوالپرسی کنند و اگر با تلفن تماس می گیرند با کودک نیز صحبت نمایند.این گونه رفتارها احساس عزت نفس و خودارزشمندی را در کودک تقویت می کند.

* باید به سخنان کودک کاملاً گوش داد و درخور فهمش به او پاسخ داد.

* در موقع صحبت کردن به کودکان نیز باید توجه نمود که سخنان آنان را قطع نکنیم. اگر دوست داریم احساس کرامت، شرافت و بزرگواری در کودک زنده و تقویت شود باید به سخنانش گوش فرا دهیم.تمایل به گوش دادن به حرفهای کودکان می تواند نقش مهمی را در رشد احساسات و غنی تر ساختن اعتماد به نفس در آنان ایفا کند. گوش دادن با توجه و علاقه می تواند پیامهای متفاوت و هم مرزی چون «تو فرد باارزشی هستی» و «من به نظر تو احترام می گذارم» را به کودکان ابلاغ کند.سخن دیگران را قطع کردن به قدری در تعالیم اسلامی مذموم است که از پیامبر گرامی(ص) نقل شده است: «کسی که در میان سخن برادرش سخن بگوید مانند آن است که چهره اش را شکافته باشد.»

* در کارها و تصمیم گیریها خوب است تا حد امکان با کودکان و نوجوانان مشورت نماییم. نظرخواهی از کودکان و نوجوانان موجب رشد شخصیت آنان شده، و تمرینی برای اظهار نظر و تصمیم گیری و آماده شدن برای زندگی آینده می باشد.

* به کودکان اعتماد کنید و مسؤولیت بدهید، در عین حال مواظب و مراقب آنان باشید.

پیامها و نتایج

* احترام به کودک یکی از عوامل مهم در رشد مطلوب شخصیت کودک است، که او را فردی باشخصیت، مسؤولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس قوی و خلاّق می گرداند، تصور مثبتی از خویشتن پیدا می کند، روح شرافت و بزرگواری را در کودک پرورش می دهد.

* یکی از علل اساسی اختلالات رفتاری کودکان، فقدان محبت و احترام کافی از ناحیه والدین می باشد.

* پیامبر عالی قدر اسلام(ص) عملاً احترام زیادی برای کودکان و نوجوانان قایل بودند، رفتارها، عملکرد و شیوه های برخورد ایشان با کودکان و نوجوانان بهترین الگوی رفتاری برای خانواده ها می باشد. اگر امت اسلامی به شیوه ایشان در برخورد با کودکان و نوجوانان عمل نمایند، از بسیاری اختلالات و مشکلات روحی و روانی کودکان و نوجوانان پیشگیری خواهد شد.

* شیوه های عملی تکریم کودکان و نوجوانان مانند سلام کردن، همبازی شدن، جای بازی کردن و ... راهنمای خوبی برای همه والدین است.

 


   نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391  توسط خان محمدی 



آخرين مطالب



درباره وب

سید مهدی خان محمدی مدرس حوزه و دانشگاه و عضو هیات علمی مرکز مطالعات خانواده وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری
منوي اصلي
 
 
تقويم
?